...باشه پاینده
زمانه زمانه ی شادیست
دوران دوران خوشحالیست
مردی با قد یک و نیم وجبی
ایستاده در جناه ما اونم سینه سپر و جون به کف
هر روز که نطقی داره
نمیدونی چه ها در کلام نداره
مشتی دُر و گوهر شاید زمرد یا اصلا نه برلیان
می ریزه بلکه هم می بارد اینا از اون مبارک دهان
روزی سقلمه ای به اعراب
روزی شتلی به احضاب
یک روز آب صادر می کنه
و روزی سیب زمینی وارد
روزی مردم را امت می خونه
روزی خس و خاشاک می بینه
روزی بر گور کوروش میزنه چنگ
و روزی میگه نماینده امام زمونه
معاون هایی دارد اونقدر خوب،
در حد دیوانه
یکی دیپلم نشده استاده
یکی کُسی نشده پُر ز جنجالِ
از بحس دور شدم من بیچاره
بر می گردیم سر همون محاسن که میشمرد این دیوانه
الفاضی جالب داره در هر مکان
بر مثل هم که شده نوشتم اندکی ز آن
اولی سخنی برای حُسنِ خطام
آن مَمَ ها را لولو ِ بُرد
البته منظوری جز خواب دیدی خیر باشه، نداشته
دومی کلامی برای بی جواب
یک کلام هم در آمد از دهانت ای مادر عروس
البته اینجا هم بنده خدا قصدی نداشته
به نظرم دیگر مثال بس است
آخر هر چه بگویم کم است
ترسم ز روزی که ترک پست کنه
ترسم اون روز این دلقک خداحافظی کند
دگر در جمع این ملت نیاید
دگر موردی برای خندیدن نباشد
دعا میکنم به درگاهت ای خدا
میستاید این بنده، تو را
کاش تا انقلاب مهدی همین طوری بمونه
نه نون می خوایم نه دنده
فقط احمدی باشه پاینده
احمدی هستش دلیل خنده
با اینکه تخم مرغ شده انداره گوشت بنده
با اینکه یک دلار شده حقوقِ سال یک نویسنده
با اینکه طلا شده گرون مثل خون بنده
با اینکه لباسام از گرونیِ پودر بو گرفته
با اینکه هستیم گشنه
با اینکه در کل تو مملکت ریده
اما با این همه به خنده هاش می ارزه
نویسنده: هیچ کس
